تو چشام نگاه می کنه و میگه:

وقتی گفتی می خوام ببینمت فک کردم می خوای بکشیم!

جدی بود.

پشت کردم...خندم گرف...برم گردوند و گفت به چی می خندی؟!

-به اینکه چقد ترسناک بودن حس خوبیه...!

 

پ.ن:تو از مال من بودن  جدا شدی...رفتی دور دور دور...حالا جسمتم پیشمه,تو نیستی...

نداشتنت دردناک ترین حس دنیاس...من از حسادت اون آدما دارم ذره ذره سرد می شم...

همونایی که شدن تمام ذهنت...

و    حالا  تو   یه   دنیای   ترسناک   دارم   دردناکترین   حس ها     رو   تجربه   می کنم...